تحلیل تکنیکال چیست؟ آموزش تحلیل تکنیکال | کاربرد تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال چیست؟ آموزش تحلیل تکنیکال | کاربرد تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟ این سوال دغدغه بسیاری از کسانی است که قصد ورود به بازارهای مالی را دارند. تحلیل تکنیکال یکی از روش‌هایی است که می‌توان با آن انواع دارایی‌های مالی مثل جفت ارزها در فارکس، طلا، نفت، سهام، ارزهای دیجیتال، شاخص‌ها، کالاها و...را تحلیل و بررسی کرد.

با آموزش تحلیل تکنیکال و بررسی نمادهای معاملاتی می‌توان بهترین نقاط ورود به معامله و خروج از آن را پیدا کرد. به زبان ساده تحلیل تکنیکال روشی است که می‌توان با آن در بازارهای مالی، فرصت‌های مناسب خرید و فروش را پیدا کرد و بدین طریق به کسب سود در این بازارها پرداخت. تحلیل تکنیکالی روشی برای کسب سود در بازارهای مالی است و یادگیری آن یکی از الزامات مهم برای موفقیت در بازارهایی مثل فارکس (Forex) است. در ادامه با ما همراه باشید تا با مفهوم تحلیل تکنیکال به زبان ساده و کاربرد آن در بازارهای مالی آشنا شوید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) یکی از روش‌هایی است که با آن می‌توان دارایی‌های مالی مختلف مثل جفت ارزها در فارکس یا سهام در بورس را از نظر دو فاکتور قیمت و حجم معاملات بررسی کرد و در نتیجه با استفاده از این داده‌های موجود در گذشته می‌توان قیمت آینده را پیش بینی کرد. اطلاعات حجم و قیمت در قالب نمودارها و جدول‌ها در دسترس است و افراد می‌توانند از این اطلاعات استفاده کرده و فرصت‌های معاملاتی مناسب برای سرمایه گذاری را پیدا کنند. شاید درک این جملات برای کسانی که به تازگی قصد ورود به بازارهای مالی را داشته باشند، کمی سخت باشد پس بهتر است به زبان ساده تحلیل تکنیکال را توضیح دهیم.

مشاهده بیشتر: دوره آموزش جامع فارکس

تعریف تحلیل تکنیکال به زبان ساده

برای این که راحت‌تر با موضوع تحلیل تکنیکال ارتباط برقرار کنید، سعی می‌کنیم در این قسمت به زبان ساده تحلیل تکنیکال را تعریف کنیم. فرض کنید از پنج سال گذشته تا کنون در دی ماه مردم گوجه زیادی می‌خرند و در بهمن ماه قیمت گوجه بسیار افزایش پیدا می‌کند. احتمالا یکی از مهمترین دلایل این افزایش قیمت، سردی هوا و مشکلات کاشت گوجه در فصل‌های سرد سال است.  پس با این حساب شما به یک داده از گذشته دسترسی دارید که:

  • شامل ۵ سال گذشته می‌شود (بررسی گذشته).
  • حجم خرید گوجه در دی ماه افزایش پیدا می‌کند (فاکتور حجم معاملات در تحلیل تکنیکال).
  • هر بار در بهمن ماه، قیمت افزایش پیدا می‌کند (فاکتور قیمت در تحلیل تکنیکال).

اگر بخواهیم خیلی ساده به موضوع نگاه کنیم و با تحلیل تکنیکال این داده‌های مربوط به گذشته را تفسیر کنیم، این طور تحلیل می‌کنیم که در آینده احتمالا دوباره حجم خرید مردم در دی ماه بیشتر شده و قیمت گوجه در بهمن ماه افزایش پیدا می‌کند چون ۵ سال است که این اتفاق افتاده و در سال ششم هم بسیار محتمل است که این اتفاق بیفتد (تاریخ تکرار می‌شود).

در تحلیل تکنیکال ما به دلیل پنهان پشت افزایش یا کاهش قیمت و حجم معاملات کاری نداریم. تنها کاری که می‌کنیم این است که حرکات قیمت و حجم و نوسانات مربوط به آن‌ها را در چارت یا نمودار قیمت به وسیله مفاهیم (مثل روندها)، ابزارها (مثل اندیکاتورها) و الگوهای موجود (مثل الگوهای شمعی ژاپنی) در این تحلیل بررسی کرده و حرکت آینده قیمت را به صورت قابل اطمینانی پیش بینی می‌کنیم.

تعریف دقیق تحلیل تکنیکال

تعاریف مختلفی برای تحلیل تکنیکال وجود دارد که همه آن‌ها کم و بیش به هم شباهت دارند. در اینجا به سه مورد از مهترین تعاریف تحلیل تکنیکال می‌پردازیم.

۱-تحلیل تکنیکال مطالعه عملکرد بازار با استفاده از نمودارهاست که در جهت پیش بینی روند آینده قیمت صورت می‌گیرد. اصطلاح عملکرد بازار سه فاکتور قیمت، حجم و سود باز یا Open Interest (سود باز تنها در بازار آتی و اختیار معامله کاربرد دارد) را شامل می‌شود.

جان مورفی در کتاب تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه

۲-تحلیل تکنیکال نوعی دانش معامله گری است که با تجزیه و تحلیل داده‌های آماری به دست آمده از قیمت و حجم معاملات، برای ارزیابی سرمایه گذاری و شناسایی بهترین فرصت‌های معاملاتی به کار می‌رود.

۳-تحلیل تکنیکال مطالعه داده‌های به دست آمده از عملکرد بازار، رفتار و روان شناسی شرکت کنندگان و ناظران بازار است. چنین مطالعه‌ای قیمت احتمالی در آینده را با توجه به داده‌های گذشته تخمین می‌زند.

مشاهده بیشتر: ۶ کتاب آموزش فارکس

تحلیلگر تکنیکال چیست؟

تحلیگر تکنیکال کسی است که با توجه به داده‌های قیمت و حجم معاملات که در نمودارهای قیمت در دسترس هستند کار پیش بینی روند قیمت در آینده را انجام می‌دهد. در نتیجه یک تحلیلگر تکنیکال با مطالعه گذشته می‌تواند فرصت‌های معاملاتی در آینده برای رسیدن به سود را شناسایی کند. در گذشته به تحلیلگر تکنیکال، چارتیست یا تحلیلگر نموداری هم گفته می‌شد که معنی همه آن‌ها یکی است.

یک تحلیلگر تکنیکال به شرایط اقتصادی و تاثیر اخبار سیاسی و شایعات در قیمت توجهی ندارد و فقط با استفاده از انواع روش‌های موجود در تحلیل تکنیکال به بررسی و پیش بینی قیمت می‌پردازد.

مشاهده بیشتر: انواع نمودار در تحلیل تکنیکال و بازارهای مالی

دلیل اهمیت آموزش تحلیل تکنیکال چیست؟

با استفاده از آموزش تحلیل تکنیکال شما قادر هستید فرصت‌های مناسب سرمایه گذاری را پیش از زمان وقوع، پیش بینی کرده و با معامله کردن در جهت پیش بینی خود، سود کسب کنید. علاوه بر این اگر با تحلیل بنیادی جفت ارز یا سهام مورد نظر خود را بررسی کرده و قصد خرید آن را دارید با استفاده از تحلیل تکنیکال می‌توانید از درست بودن پیش بینی خود از روند آینده قیمت مطمئن شوید.

آیا می توان بدون دانش تحلیل تکنیکال معاملات موفقی انجام داد؟

معامله کردن در بازارهای مالی بدون داشتن دانش تحلیل تکنیکال مثل قمار کردن است. در این حالت شما هیچ علم و اطلاعی از روند آینده قیمت ندارید و تنها کاری که می‌توانید بکنید حدس زدن است و این یعنی از دست دادن سرمایه در کسری از ثانیه. در واقع دانش تحلیل تکنیکال بر عملکرد ما در معاملات تاثیر بسیار زیادی می‌گذارد.

اگر می‌خواهید در بازارهای مالی برنده باشید و با اطمینان دارایی‌های مالی مورد نظر خود را خرید و فروش کنید باید حتما تحلیل تکنیکال را یاد بگیرید. حتی اگر قصد سرمایه گذاری بلند مدت و سالانه را دارید باید خود را به این دانش مجهز کنید تا بتوانید معاملات موفقی در طولانی مدت داشته باشید.

پیشنهاد ویژه: آموزش فاندامنتال فارکس و اقتصاد کلان

کاربرد تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی چیست؟

کاربرد تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی چیست؟

همان طور که پیشتر نیز گفتیم دانش تحلیل تکنیکال به شما کمک می‌کند تا فرصت‌های معاملاتی مناسب را تشخیص دهید. تحلیل تکنیکال مثل نقشه گنجی است که آرام آرام راه رسیدن به صندوقچه طلا را به شما نشان می‌دهد و خطر سرقت گنج، توسط دزدان را به شما گوشزد می کند. اگر به روشی که در تحلیل تکنیکال است پایبند باشید می‌توانید به موقع به طلاها برسید و به موقع هم از چنگ دزدان فرار کنید. در واقع با استفاده از تحلیل تکنیکال می‌توانید:

  1. نقاط ورود به معامله را پیدا کنید.
  2. نقاط خروج از معامله را پیدا کنید.
  3. میزان سود و ضرر احتمالی در یک معامله را مشخص کنید.

در نهایت با ورود به موقع به معامله و خروج از آن در بهترین زمان ممکن، بیشترین سوددهی از بازارهای مالی را به دست خواهید آورد پس با ما همراه باشید تا مراحل آموزش تحلیل تکنیکال را قدم به قدم توضیح دهیم.

پیشنهاد مطالعه : بهترین نوع تحلیل در فارکس چیست؟

تاریخچه تحلیل تکنیکال

تاریخچه تحلیل تکنیکال

قدمت تحلیل تکنیکال به صدها سال پیش بر می گردد. «جوزف دلاوِگا» (Joseph de la Vega) در قرن ۱۷ میلادی جزو اولین کسانی بود که از تحلیل تکنیکال اولیه برای پیش بینی قیمت در بازارهای هلند استفاده می‌کرد.

خیلی‌ها تاریخچه تحلیل تکنیکال را به قرن ۱۸ میلادی در ژاپن مرتبط می‌دانند. زمانی که یک تاجر برنج به نام  Homma Munehisa برای اولین بار از نمودارهای شمعی برای معاملات برنج خود استفاده کرد. هر چند «استیو نیسون» (نویسنده کتاب الگوهای شمعی ژاپنی) معتقد است، الگوهای شمعی برای اولین بار بعد از سال ۱۸۵۰ میلادی در ژاپن استفاده شدند.

اگر بخواهیم تاریخچه تحلیل تکنیکال مدرن را بررسی کنیم باید سراغ شخصی به نام «چارلز هنری داو» که به وی لقب پدر علم تحلیل تکنیکال را داده‌اند، برویم. داو در قرن ۱۹ میلادی برای اولین بار از مفاهیمی که امروزه به آن‌ها تحلیل تکنیکال می‌گوییم برای بررسی سهام شرکت‌ها استفاده کرد و به همراه همکارش «ادوارد دیویس جونز» شاخص‌های مختلف داو جونز را برای بررسی و سنجش عملکرد سهام معرفی کردند.

 داو اولین کسی بود که با ثبت نوسانات قیمت روزانه، ماهانه و سالانه توانست الگوهای موجود در آن‌ها را به جریان‌های موجود در بازار مرتبط کند. داو با نوشتن مقالاتی در روزنامه «وال استریت ژورنال» به الگوهای خاصی که در جریان بازار دیده بود پرداخت. هر چند او هرگز کتابی در این زمینه ننوشت ولی در همین مقالات نظریه خود به نام «نظریه داو» را منتشر کرد. پس از او تحلیلگران بسیاری، به مطالعه و بررسی جریانات حاکم بر قیمت پرداختند و تحلیل تکنیکال به شکل امروزی آن به وجود آمد.

پیشنهاد مطالعه : روانشناسی بازارهای مالی

فرضیات تحلیل تکنیکال بر اساس نظریه داو

فرضیات تحلیل تکنیکال بر اساس نظریه داو و اطلاعاتی که او در این زمینه به دست آورده است، شکل گرفته است. داو معتقد بود که قیمت همه اطلاعات موجود را به شما نشان می‌دهد. بر طبق نظریه داو، قیمت هر سهام (داو نظریات خود را با توجه به سهم‌های مختلف در بورس انجام داده بود اما این نظریه را می‌توان به سایر بازارهای مالی نیز تعمیم داد.) متاثر از یک سری عوامل بیرونی مثل شرایط اقتصادی و اخبار و حتی احساسات سرمایه گذاران است. علاوه بر این در نظریه داو، بازار مالی به عنوان یک بازار کارآمد (Efficient Market Hypothesis) در نظر گرفته شده که در آن قیمت‌ها همواره در یک محدوده منصفانه نوسان می‌کنند.

پس طبق این نظریه اگر بازار کارا یا کارآمد باشد، قیمت همواره تحت تاثیر عوامل بیرونی مشخصی در نوسان است در نتیجه می‌توان با توجه به الگوهای مشخصی که با استفاده از داده‌‌های قیمت به دست می‌آید، روند آینده قیمت را مشخص کرد پس طبق نظریه داو قیمت به تنهایی اطلاعات مورد نیاز ما را فراهم می‌کند. (البته باید این نکته را در نظر بگیرید که اخبار خاصی ممکن است قیمت را دچار نوسانات شدید کند اما این مانع از درست بودن این فرضیه در حالت کلی نمی‌شود.)

علاوه بر این داو معتقد بود الگوهایی در جریان بازار وجود دارند که در طول زمان تکرار می‌شوند. در واقع این داو بود که به این نتیجه رسید روندها و الگوها مدام تکرار می‌شوند و معامله گران می‌توانند با استفاده از تحلیل روندها و الگوها فرصت های معاملاتی پُربازده را در آینده شناسایی کرده و از این طریق به کسب سود مشغول شوند.

پیشنهاد مطالعه: 0 تا 100 انتخاب بهترین جفت ارز در فارکس

اصول تحلیل تکنیکال

اصول تحلیل تکنیکال

با توجه به توضیحاتی که در مورد فرضیات تحلیل تکنیکال در قسمت قبلی دادیم اکنون نوبت به توضیح سه اصل تحلیل تکنیکال می‌رسد.

۱- قیمت یا عملکرد بازار همه اطلاعات مورد نیاز را در خود دارد

این اصل نشان دهنده این است که همه چیز در قیمت نهفته است. یعنی اگر به هر دلیلی (اقتصادی، سیاسی و روان شناسی) تقاضا بر عرضه پیشی بگیرد، قیمت‌ها افزایش می‌یابند و اگر عرضه بر تقاضا پیشی بگیرد با کاهش قیمت مواجه خواهیم شد. هر چند بسیاری دیگر از تحلیل گران به دلیل این که تحلیل تکنیکال، فاکتورهای مورد نظر در تحلیل بنیادی و اخبار را در نظر نمی‌گیرد، این اصل که قیمت نشان دهنده همه چیز است را قبول ندارند.

بگذارید به مثال گوجه فرنگی برگردیم. فرض کنید شایعاتی پخش شده که قرار است گوجه نایاب شود پس عده زیادی به بازار می‌ریزند و گوجه می‌خرند. اگر یک تحلیل گر تکنیکال کار بخواهد چارت تغییرات قیمت گوجه را بررسی کند، می‌بینید که قیمت در نتیجه افزایش تقاضا بیشتر شده است و چرایی آن در تجزیه و تحلیل آتی او از قیمت تاثیری نخواهد داشت.

۲- قیمت‌ها در روندها حرکت می‌کنند

هدف از ترسیم نمودارهای قیمت در یک بازار، نشان دادن روندها در قیمت است. این روندها که در قالب روندهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت طبقه بندی می‌شوند در طول زمان تکرار می‌شوند. بر اساس این اصل، روندها تا زمانی که جهت آن‌ها معکوس نشده باشد، به حرکت خود ادامه می‌دهند (این گفته از قانون اول نیوتن گرفته شده است).

مقاله پیشنهادی: بازار روند دار

۳- تاریخ تکرار می‌شود

تحلیل تکنیکال و بررسی نمودارهای قیمت، مبتنی بر روانشناسی انسان است و این اصل که تاریخ تکرار می‌شود نشان از عدم تغییر در رفتار و احساسات انسان دارد. تحلیلگران تکنیکال معتقدند که الگوهای قیمتی بر اساس هیجانات و احساسات انسان‌ها شکل گرفته‌اند و از آن جایی که این الگوها سالهاست که در حال رخ دادن است به احتمال زیاد در آینده نیز تکرار خواهد شد پس کلید درک آینده در مطالعه گذشته نهفته است.

تفاوت تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی

تحلیل تکنیکال و بنیادی (فاندامنتال) دو روش مهم برای تحلیل و بررسی بازار سرمایه و شناسایی بهترین فرصت‌های معاملاتی هستند. هر دو این تحلیل‌ها جز روش‌های کارآمد برای کسب سود در بازارهای مالی هستند اما مهمترین تفاوت تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی در نوع نگاه آن‌ها به تغییرات قیمت است.

در تحلیل تکنیکال، افراد سعی می‌کنند تنها از دو داده قیمت و حجم معاملات استفاده کنند و بدین وسیله با تحلیل گذشته، روند قیمت در آینده را پیش بینی کنند اما تحلیل بنیادی چیست؟

در تحلیل بنیادی اما افراد سعی می‌کنند ارزش ذاتی دارایی‌های مالی را با استفاده از شرایط سیاسی و اقتصادی، عملکرد شرکت‌ها و ... بسنجند و بعد از تعیین ارزش یک دارایی به بررسی قیمت کنونی آن دارایی می‌پردازند و اگر قیمت کنونی آن در بازار کمتر از ارزش ذاتی آن باشد، برای خرید اقدام می‌کنند تا در آینده با بیشتر شدن قیمت سود کنند.

کلیت تفاوت میان این دو تحلیل در نوع بررسی حرکات موجود در بازار است اما برای اطلاع از جزئیات تفاوت بین تحلیل تکنیکال و فاندامنتال می توانید به این مقاله رجوع کنید.

مزایای تحلیل تکنیکال

مزایای تحلیل تکنیکال

استفاده از تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی، مزیت‌های بسیاری دارد. این مزیت ها زمانی که آن‌ها را با روش‌های موجود در تحلیل بنیادی مقایسه کنیم بیشتر خود را نشان می‌دهند.

۱- قابلیت استفاده در تمام بازارهای مالی

مهم‌ترین مزیت تحلیل تکنیکال در برابر تحلیل بنیادین این است که می‌توان از آن در هر بازار مالی که اطلاعات قیمتِ آن در قالب نمودارها در دسترس باشد استفاده کرد. اگر بخواهید تحلیل بنیادی را از این حیث بررسی کنید می‌بینید که نوع تحلیل بنیادی در بازار فارکس متفاوت از بازار بورس است. حتی برای ارزهای دیجیتال هم نوع تحلیل بنیادی فرق می‌کند. بنابراین با داشتن دانش تحلیل تکنیکال می‌توانید در همه بازارهای مالی از فارکس گرفته تا بورس ایران فعالیت کنید.

۲- سرعت زیاد در شناسایی فرصت های معاملاتی

تحلیلگران تکنیکال می‌توانند به سرعت و با استفاده از دانش خود، الگوهای قیمتی را تشخیص داده و فرصت‌های معاملاتی پُر سود را شناسایی کنند حال آن که تحلیلگران بنیادی باید زمان زیادی را صرف تحلیل و بررسی دارایی مورد نظر خود کنند. یک تحلیلگر تکنیکال می‌تواند همزمان نمودار جفت ارزها در فارکس و سهام در بورس را بر اساس مفاهیم و الگوهای تحلیل تکنیکال بررسی کند اما تحلیلگر بنیادی که روی یک جفت ارز خاص در فارکس کار می‌کند باید وقت زیادی را هم برای تحلیل یک سهام خاص در بورس اختصاص دهد تا بتواند همزمان از مزایای هر دو بازار برخوردار شود.

۳- قابلیت استفاده در انواع تایم فریم های معاملاتی

با استفاده از تحلیل تکنیکال می‌توان نمودارهای قیمتی را در بازه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بررسی کرد و در هر کدام از آن‌ها فرصت‌های معاملاتی مناسب را شناسایی کرد اما نتایج حاصل از تحلیل بنیادی که خود کاری وقت گیر است، عمدتا در بازه‌های بلند مدت کاربرد دارد.

مشاهده بیشتر: آموزش متاتریدر

معایب تحلیل تکنیکال

معایب تحلیل تکنیکال

مثل هر استراتژی دیگر، تحلیل تکنیکال هم محدودیت‌های خاص خود را دارد. معایب تحلیل تکنیکال بیشتر به محدودیت‌های مربوط به تحلیلگر تکنیکال و نحوه تفسیر او از اطلاعات موجود در نمودارهای قیمت مرتبط است نه خودِ تحلیل تکنیکال.

۱- عدم تشخیص درست روند قیمت

ممکن است روند قیمت و اطلاعات موجود در آن را درست تشخیص ندهید در این صورت به هنگام انجام معاملات دچار اشتباه می‌شوید.

۲- عدم تشخیص درست الگوهای قیمتی

ممکن است با پیدا کردن الگوهای قیمتی در حجم‌های پایین، اشتباه کنید (نکته: الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال باید حجم قابل توجهی داشته باشند تا صحت آن‌ها تایید شود).

۳- عدم تنطیم درست اندیکاتورها

ممکن است نتوانید اندیکاتورها را به درستی تنظیم یا کالیبره کنید و به همین خاطر در انجام معاملات اشتباه کنید.                                                                                        

(نکته: هر اندیکاتور برای استفاده در تحلیل تکنیکال باید به درستی تنظیم شود مثلا دوره‌های زمانی در اندیکاتور مووینگ اوریج برای هر جفت ارز در بازار فارکس یا حتی برای معاملات طلا و نفت متفاوت است.)

۴- سیگنال‌های متفاوت در اندیکاتور

اگر یک اندیکاتور سیگنال خرید بدهد و یک اندیکاتور دیگر سیگنال فروش، چه باید کرد؟ هیچ اندیکاتوری به تنهایی در بازارهای مالی قابل استفاده نیست بنابراین بیشتر معامله گران موفق از ترکیب اندیکاتورها و الگوهای قیمتی در قالب یک استراتژی معاملاتی استفاده می‌کنند.

۵- نداشتن دقت ۱۰۰ درصدی

اندیکاتورها و الگوهای قیمتی نمی‌توانند به صورت قطعی و ۱۰۰ درصدی نقاط ورود و خروج را به شما نشان دهند.

۶- تفسیر متفاوت تحلیلگران تکنیکالیست از یک نمودار مشترک

روشها و استراتژی های موجود در تحلیل تکنیکال با یکدیگر متفاوت هستند بنابراین ممکن است دو تحلیلگر در یک نمودار مشترک تفاسیر متفاوتی از قیمت و روند آینده آن داشته باشند.

پیشنهاد مطالعه: بروکر فارکس

کدام تحلیل را انتخاب کنیم: تکنیکال یا بنیادی

انتخاب نوع تحلیل کاملا به روش و دیدگاه شما در سرمایه گذاری و معامله گری بستگی دارد. معامله گران موفق بسیاری هستند که فقط از تحلیل تکنیکال یا از تحلیل بنیادی استفاده می‌کنند. علاوه بر این افراد موفق دیگری هم هستند که تکنیک‌های موجود در تحلیل تکنیکال و بنیادی را با هم ترکیب می‌کنند. با این حال باید این نکته را در نظر داشته باشید که سرعت سرمایه گذاری و زمان رسیدن به سود در تحلیل تکنیکال بسیار بیشتر از تحلیل بنیادی است.

محدودیت های تحلیل تکنیکال شامل چه مواردی است؟

بسیاری از منتقدان تحلیل تکنیکال (در واقع می‌توان گفت طرفداران تحلیل بنیادی) دو اشکال عمده را بر این نوع از تحلیلِ بازار وارد می‌کنند.

اگر یادتان باشد پیشتر در مورد نظریه داو و بازار کارا صحبت کردیم. اگر یک بازار مالی کارا باشد، قیمت منعکس کننده کلیه اطلاعات موجود در آن است در این صورت دیگر نیازی به تحلیل بنیادی و بررسی عوامل تاثیرگذار در ارزش ذاتی یک دارایی مالی نخواهد بود. تحلیلگران بنیادی معتقدند با فرض بازار کارا و مشخص بودن همه اطلاعات در قیمت که تحلیل تکنیکال بر پایه آن استوار است، دیگر راهی برای کسب سود از نوسانات بازار باقی نمی‌ماند و در این حالت باید همه چیز قابل پیش بینی باشد در صورتی که این طور نیست. آن‌ها معتقدند که نوسانات قیمت به صورت تصادفی رخ می‌دهند و همه اطلاعات در قیمت پنهان نیست.

دومین محدودیت تحلیل تکنیکال هم مربوط به ماهیت خودِ آن است. منتقدان تحلیل تکنیکال بر این باورند که وجود قوانین و تکنیک‌هایی که در تحلیل تکنیکال وجود دارد، باعث جهت دادن به قیمت بازار می‌شوند. مثلا فرض کنید اکثر افراد با دیدن یک پین بار نزولی قوی (پین بار یکی از الگوهای شمعی ژاپنی است) شروع به فروش کنند و باعث کم شدن قیمت شوند. اگر آن‌ها به دانش تحلیل تکنیکال اتکا نمی‌کردند ممکن بود قیمت با کاهش مواجه نشود و این خودِ تحلیل تکنیکال است که به نوعی مسیر قیمت را مشخص می‌کند.

نکته: به هر حال تا زمانی که الگوی پین بار از نظر تحلیلگران تکنیکال درست جواب می‌دهد، از آن برای کسب سود در معاملات استفاده خواهند کرد و فرقی نمی‌کند که اول قیمت به آن سمت رفته است یا معامله گران با دیدن الگو، جهت حرکت قیمت را تغییر داده‌اند. 

چطور از تحلیل تکنیکال استفاده کنیم؟

همان طور که پیشتر نیز گفتیم با استفاده از داده‌های قیمت و حجم معاملات می‌توان به بررسی روند قیمت در گذشته و حال پرداخت اما نحوه استفاده از تحلیل تکنیکال به چه صورت است؟

در تحلیل تکنیکال، اصول و مفاهیم پایه ای مثل خطوط روند و سطوح حمایت و مقاومت وجود دارند که باید آن‌ها را یاد بگیرید. علاوه بر این‌ها در تحلیل تکنیکال از ابزارها و اندیکاتورهای خاصی برای تحلیل قیمت استفاده می‌شود که به تفکیک درباره همه آن‌ها صحبت خواهیم کرد. برای استفاده از تحلیل تکنیکال باید داده‌های مربوط به قیمت را در قالب نمودارها بررسی کنیم برای همین اول از همه انواع نمودار در تحلیل تکنیکال را معرفی می‌کنیم. آیا می‌دانید چند نوع نمودار در تحلیل تکنیکال وجود دارد؟ به نظر شما کدام نمودار را می‌توان به عنوان بهترین نمودار تحلیل تکنیکال در نظر گرفت؟

انواع نمودارها در تحلیل تکنیکال

نمودار یا چارت قیمت، به صورت تصویری تغییرات قیمت را در یک بازه زمانی مشخص نشان می‌دهد. در این نمودار قسمت افقی تغییرات زمان و قسمت عمودی تغییرات قیمت را نشان می‌دهد. این نمودارها خود انواع مختلفی دارند.

در این قسمت سه نوع از مهترین نمودارها در تحلیل تکنیکال یعنی نمودار خطی، میله ای و شمعی را توضیح می‌دهیم.

 نمودار خطی (Line Chart)  

نمودار خطی از به هم پیوستن قیمت بسته شدن (Close) یک دارایی مالی در بازه‌های زمانی متفاوت به دست می‌آید. مثلا در شکل زیر می‌توانید نمودار خطی جفت ارز EUR/USD (یورو به دلار) را در پلتفرم تریدینگ ویو و در بازه زمانی روزانه مشاهده کنید.

 نمودار خطی (Line Chart)  

نمودار میله ای (Bar Chart)

نمودار میله‌ای از کنار هم قرار گرفتن چند میله که تغییرات قیمت را در یک بازه مشخص نمایش می‌دهند، تشکیل شده است. هر میله هم از چهار قیمت بسته شدن (Close)، باز شدن (Open)، بالاترین قیمت (High) و پایین ترین قیمت (Low) تشکیل شده است. با استفاده از شکل زیر می‌توانید تغییرات قیمت در یک میله را ببینید.

اجزاء تشکیل دهنده یک میله

یک میله می‌تواند اطلاعات مربوط به تایم فریم‌های مختلف را نشان دهد. مثلا یک میله ۴ ساعته اطلاعات مربوط به قیمت باز و بسته شدن و بیشترین و کمترین قیمت را در بازه زمانی ۴ ساعته نمایش می‌دهد. در شکل زیر می‌توانید همان نمودار EUR/USD‌ را این بار در قالب نمودار میله‌ای و تایم فریم ۴ ساعته مشاهده کنید.

نمودار میله ای (Bar Chart)

نمودار شمعی (Candlestick Chart)

نمودار شمعی تا حدود زیادی به نمودار میله‌ای شباهت دارد و مانند آن از ۴ قیمت باز و بسته شدن و بیشترین و کمترین قیمت شکل گرفته است. به قسمت پهن هر کندل یا شمع، بدنه (Body) و به قسمت نازکی که در بالا و پایین آن قرار دارد، سایه یا فیتیله (Shadows or wicks) گفته می‌شود.

اجزاء تشکیل دهنده یک شمع

در شکل زیر می‌توانید نمودار کندل استیک EUR/USD را در قالب نمودار شمعی و تایم فریم ۱ ساعته مشاهده کنید.

نمودار شمعی (Candlestick Chart)

نکته اول: زمانی که قیمت باز شدن بیشتر از قیمت بسته شدن باشد، آن کندل صعودی است و زمانی که قیمت باز شدن کمتر از قیمت بسته شدن باشد به آن کندل نزولی گفته می‌شود.

نکته دوم: معمولا رنگ کندل نزولی قرمز و رنگ کندل صعودی سبز در نظر گرفته می‌شود اما هیچ محدودیتی در انتخاب رنگ وجود ندارد و هر کس می‌تواند رنگ‌های دلخواه خود را در کندل‌ها اعمال کند.

نکته سوم: به جز این سه نوع نمودار، نمودارهای دیگری مثل هیکن آشی (Heikin Ashi)، هالوچارت یا توخالی (Hollow)، نقطه و شکل (Point & Figure)، نمودار رنکو (Renko)، نمودار مساحت (Area)، نمودار بیس لاین (Baseline)، نمودار ‌کاگی (kagi)، نمودار شکست خط (Line Break)، نمودار ناحیه (Range) وجود دارد که کاربرد کمتری نسبت به نمودارهای خطی، میله ای و شمعی دارند.

نمودار حسابی و لگاریتمی

همان طور که گفتیم محور افقی در چارت، نمایانگر زمان و محور عمودی نمایانگر قیمت است. برای تحلیل تکنیکال می‌توان از دو نوع نمودار استفاده کرد: نمودار حسابی و لگاریتمی.

تفاوت نمودار حسابی و لگاریتمی در چیست؟

در نمودارهای حسابی واحد تغییرات قیمت به صورت عددی محاسبه می‌شود.

نمودار حسابی

 همان طور که در شکل بالا مشخص شده است قیمت از ۳۰۰۰ تومان به۶۰۰۰ تومان و بعدا به ۹۰۰۰ تومان رسیده است. در این حالت دو خط عمودی بنفش رنگ که نمایانگر فاصله قیمتی هستند با هم برابر هستند چون فاصله قیمت بین ۳۰۰۰ تا ۶۰۰۰ تومان برابر با ۳۰۰۰ تومان و فاصله قیمت بین ۶۰۰۰ تا ۹۰۰۰ هم ۳۰۰۰ تومان است.

حالا به شکل زیر نگاه کنید که همان نمودار را در حالت لگاریتمی نشان می‌دهد. در حالت لگاریتمی فاصله قیمتی با درصد محاسبه می‌شود.

نمودار لگاریتمی

فاصله میان ۳۰۰۰ تا ۶۰۰۰ تومان ۱۰۰ درصد است اما فاصله میان ۶۰۰۰ تا ۹۰۰۰ تومان ۵۰ درصد است. به همین دلیل است که در نمودار لگاریتمی خط عمودی پایینی که درصد بیشتری از تغییرات قیمت را نشان می‌دهد بلندتر و ۲ برابر خط بالایی آن است.

پیشنهاد مطالعه: آموزش جامع و تصویری پرایس اکشن

آموزش گام به گام تحلیل تکنیکال

برای یادگیری تحلیل تکنیکال باید مرحله به مرحله مفاهیم و الگوهای مربوط به این تحلیل را مطالعه کنید.

آموزش گام به گام تحلیل تکنیکال

با یادگیری موارد بالا می‌توانید به تحلیل تکنیکال تسلط پیدا کنید اما به خاطر داشته باشید که ترکیبی از تحلیل تکنیکال، فاندامنتال، روان شناسی بازار و مدیریت سرمایه است که ضامن موفقیت شما در بازارهای مالی است.

نقش روندها در تحلیل تکنیکال

روندها جهت کلی قیمت در بازار را نشان می‌دهند و در همه بازارهای مالی مثل فارکس، بورس، کامودیتی، اوراق قرضه، شاخص‌ها و... وجود دارند. تحلیلگران تکنیکال این روندها را با خطوطی به نام خطوط روند در نمودارهای قیمت مشخص می‌کنند. به طور کلی روندها به سه دسته روند صعودی، نزولی و خنثی تقسیم بندی می‌شوند.

نقش روندها در تحلیل تکنیکال

روند صعودی: روند صعودی با افزایش قیمت در نمودار همراه است. خط روند صعودی از وصل کردن نقاط دره (Low) به یکدیگر ایجاد می‌شود (سه دره را باید به یکدیگر وصل کنید به طوری که هر دره باید از دره قبلی بالاتر باشد).

روند نزولی: روند نزولی با کاهش قیمت در نمودار همراه است. خط روند نزولی از وصل کردن نقاط قله (High) به یکدیگر ایجاد می‌شود (سه قله را باید به یکدیگر وصل کنید به طوری که هر قله از قله قبلی پایین‌تر باشد).

روند خنثی: در روند خنثی قیمت به سمت خاصی نمی‌رود بلکه در یک محدوده حمایت و مقاومت مشخص نوسان می‌کند.

پیشنهاد مطالعه: معرفی و بیان مفهوم اسپرد (SPREAD) در فارکس

نقش سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

حمایت و مقاومت دو مفهوم بسیار مهم در بازارهای مالی هستند که در نمودارها به صورت خطوط افقی نشان داده می‌شوند البته به جای در نظر گرفتن یک خط به عنوان حمایت یا مقاومت بهتر است یک سطح را در نظر بگیرید چون قیمت به صورت مشخص به عدد دقیقی واکنش نشان نمی‌دهد.

نقش سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

سطوح حمایت

زمانی که قیمت در یک مسیر نزولی در حال حرکت باشد، اگر به سطحی برسد که نه تنها مانع از ادامه حرکت نزولی شده بلکه باعث تغییر جهت قیمت هم بشود، آن سطح یا محدوده یک سطح حمایتی نامیده می‌شود. در محدوده این سطح میزان عرضه کم می‌شود و به تدریج تمایل افراد به خرید بیشتر شده و در نتیجه تقاضا بر عرضه پیشی می‌گیرد.

سطوح مقاومت

زمانی که قیمت در یک مسیر صعودی در حال حرکت باشد، اگر به سطحی برسد که نه تنها مانع از ادامه حرکت صعودی شده بلکه باعث تغییر جهت قیمت هم بشود، آن سطح یا محدوده یک سطح مقاومتی نامیده می‌شود. در محدوده این سطح میزان تقاضا برای خرید کم شده و به تدریج تمایل افراد به فروش بیشتر شده و در نتیجه عرضه بر تقاضا پیشی می‌گیرد.

نقش حجم معاملات در تحلیل تکنیکال

به تعداد معاملاتی که در یک بازه زمانی مشخص انجام می شوند، حجم معاملات گفته می‌شود. فاکتور حجم یکی از موارد مهم در تحلیل تکنیکال است.

  • اگر افزایش قیمت در یک بازار صعودی با حجم بالا همراه باشد، روند صعودی قدرت بیشتری خواهد داشت. همین طور اگر کاهش قیمت در یک بازار نزولی با حجم زیادی همراه شود، قدرت روند نزولی بیشتر خواهد شد.
  • اگر در یک روند صعودی حجم معاملات کم شود احتمالا پایان روند صعودی نزدیک است.
  • برای تایید بسیاری از الگوها در تحلیل تکنیکال به فاکتور حجم نیاز داریم به طوری که حجم بیشتر به معنای تایید الگو خواهد بود.
  • تحلیلگران بسیاری به بررسی و تجزیه و تحلیل حجم در تحلیل تکنیکال می‌پردازند تا بدین وسیله قیمت را پیش بینی کنند. برای بررسی حجم اندیکاتورهای بسیاری وجود دارد که از میان آن‌ها می‌توان به اندیکاتور حجم تعادلی یا OBV اشاره کرد.

پیشنهاد مطالعه: امواج الیوت

الگوها در تحلیل تکنیکال

الگوهای قیمتی بخش مهمی از تحلیل تکنیکال را تشکیل می‌دهند. الگوهای قیمتی اشکال خاصی هستند که می‌توان آن‌ها را در حین حرکت قیمت تشخیص داد. به طور کلی این الگوها به دو دسته الگوهای بازگشتی و الگوهای ادامه دهنده روند تقسیم می‌شوند.

  • الگوهای بازگشتی معمولا در انتهای روندها شکل می‌گیرند و نشانه‌ای از تغییر جهت روند هستند.
  •  الگوهای ادامه دهنده در حین حرکت روند شکل می‌گیرند و نشانه‌ای از ادامه روند موجود می‌باشند.

الگوها در تحلیل تکنیکال را می‌توان از منظری دیگر نیز به سه دسته الگوهای شمعی ژاپنی و الگوهای کلاسیک قیمتی و الگوهای هارمونیک تقسیم بندی کرد.

الگوها در تحلیل تکنیکال

الگوهای کلاسیک قیمتی در تحلیل تکنیکال

الگوهای کلاسیک شکل‌های شماتیکی است که با حرکت قیمت در نمودارها به وجود می‌آیند. به دلیل تکرار شدن این الگوها در نمودارها، تحلیلگران تکنیکال با دیدن آن‌ها در نمودار می‌توانند تصیمات معاملاتی بهتری بگیرند. همان طور که گفتیم این الگوها به دو دسته الگوهای بازگشتی و الگوهای ادامه دهنده تقسیم می‌شوند.

  • از مهمترین الگوهای کلاسیک بازگشتی می‌توان به الگوهای سر و شانه سقف و کف، کف و سقف دوقلو و کف و سقف سه قلو اشاره کرد.
  • از مهمترین الگوهای کلاسیک ادامه دهنده می‌توان به الگوهای پرچم سه گوش یا پنانت، مثلث و پرچم اشاره کرد.

الگوهای کلاسیک بازگشتی در تحلیل تکنیکال

در این بخش، چند تا از مهمترین الگوهای کلاسیک قیمتی در تحلیل تکنیکال که از نوع بازگشتی هستند را بررسی می‌کنیم. این الگوها شامل الگو سر و شانه، الگو سر و شانه معکوس، الگوی سقف دوقلو، الگو کف دوقلو و الگوی سقف و کف سه قلو می‌شوند.

پیشنهاد مطالعه: الگوهای کندل استیک بازگشتی در تحلیل تکنیکال

الگو سر و شانه در تحلیل تکنیکال

یکی از مهمترین الگوهای کلاسیک بازگشتی در تحلیل تکنیکال الگوی سر و شانه است. معمولا با ظهور این الگو در نمودار قیمت، می‌توان انتظار این را داشت که جهت حرکت روند قیمت تغییر کند. این الگو از سه بخش تشکیل شده است: سر(Head)، شانه‌ها (Shoulders) و خط گردن (Neckline).

الگوی سر و شانه از سه قله (Peak) تشکیل شده که به قله وسط که ارتفاع بیشتری از دو قله دیگر دارد، سر و به دو قله چپ و راست آن شانه گفته می‌شود. خطی که دو دره (Trough) مابین سر را به یکدیگر وصل می‌کند، خط گردن نامیده می‌شود. به این الگو سر و شانه سقف نیز گفته می‌شود.

الگو سر و شانه در تحلیل تکنیکال

الگو سر و شانه معکوس در تحلیل تکنیکال

الگوی دیگری وجود دارد که برعکس الگو سر و شانه است و به آن سر و شانه معکوس یا سر و شانه کف می‌شود. الگوی سر و شانه معکوس، از کنار هم قرار گرفتن سه دره به وجود می‌آید که دره وسط از دو دره کناری ارتفاع بیشتری دارد و به آن سر گفته می‌شود و به دو دره دیگر شانه گفته می‌شود.

الگوی سقف دوقلو در تحلیل تکنیکال

یکی دیگر از الگوهای کلاسیک بازگشتی، الگوی سقف دوقلو (Double Tops) است. این الگو که بسیار شبیه به حرف M انگلیسی است با شکل گیری دو قله تقریبا هم سطح و در پایان یک روند صعودی به وجود می‌آید. تحلیلگران بعد از دیدن این الگو احتمال برگشت قیمت و نزولی شدن آن را پیش بینی می‌کنند.

الگوی کف دوقلو در تحلیل تکنیکال

الگوی کف دوقلو (Double Bottoms) یکی دیگر از الگوهای بازگشتی است که به حرف W‌ انگلیسی شباهت دارد. این الگو در پایان یک روند نزولی با شکل گیری دو دره تقریبا هم سطح به وجود می‌آید. با دیدن این الگو می‌توان احتمال برگشت قیمت از جریان نزولی به جریان صعودی را داد.

پیشنهاد مطالعه: لات (LOT) در بازار فارکس

الگو سقف و کف سه قلو در تحلیل تکنیکال

الگوی سقف سه قلو (Triple Tops) درست همانند الگوی سقف دوقلو است با این تفاوت که این الگو از کنار هم قرار گرفتن سه قله به وجود می‌آید. بعد از مشاهده این الگو در پایان یک روند صعودی، می‌توان انتظار تغییر جهت در مسیر حرکت قیمت را داشت.

الگوی کف سه قلو (Triple Bottoms) هم درست مثل الگوی کف دوقلو است ولی به جای دو دره از کنار هم قرار گرفتن سه دره به وجود می‌آید. بعد از دیدن الگوی کف سه قلو، تحلیلگران انتظار شروع یک حرکت صعودی را دارند.

نکته: اعتبار الگوی سقف و کف سه قلو بیشتر از سقف و کف دوقلو است چون در الگوی سقف سه قلو، مقاومت بیش از دو بار تست شده و شکستگی اتفاق نیفتاده است بنابراین انتظار تغییر جهت در قیمت بیشتر است. در الگوی کف سه قلو هم منطقه حمایت بیش از دو بار امتحان شده و در نتیجه عدم شکست آن، قیمت احتمالا به سمت صعودی شدن تغییر جهت دهد.

الگوهای کلاسیک ادامه دهنده در تحلیل تکنیکال

در این بخش، چندتا از مهمترین الگوهای کلاسیک قیمتی در تحلیل تکنیکال که از نوع الگوهای ادامه دهنده هستند را معرفی می‌کنیم. این الگوها شامل الگو مثلث، پرچم سه گوش یا پنانت و پرچم می‌شوند.

الگو مثلث در تحلیل تکنیکال

الگوی مثلث (Triangle) غالبا ولی نه همیشه در تحلیل تکنیکال جز دسته الگوهای ادامه دهنده قرار می‌گیرد. این الگو از دو خط همگرا یا حمایت و مقاومت تشکیل شده است و با شکسته شدن یکی از دو ضلع مثلث، روند، مسیر حرکت قبلی اش را ادامه می‌دهد. الگوی مثلث شامل چندین نوع می شود: مثلث متقارن، مثلث افزایشی، مثلث کاهشی.

نکات مهم الگوی مثلث در تحلیل تکنیکال

  • خط بالایی مثلث را می‌توان به عنوان مقاومت و خط پایینی آن را به عنوان حمایت در نظر گرفت.

  • هر کدام از خطوط مثلث برای ترسیم به حداقل دو پیوت نیاز دارند.
  • پیوت به نقاطی در نمودار قیمت گفته می‌شود که قیمت در آنجا تغییر جهت می‌دهد.
  • الگوی مثلث جز دسته الگوهای ادامه دهنده طبقه بندی می‌شود ولی ممکن است در بعضی جاها با تغییر روند جز الگوهای بازگشتی به حساب بیاید.

نکات مهم الگوی مثلث در تحلیل تکنیکال

مثلث متقارن: از دو خط همگرا تشکیل شده و قیمت پس از شکستن یکی از خطوط به جهت حرکت خود ادامه می‌دهد. (در جهت ادامه روند یا خلاف روند قبلی)

مثلث افزایشی: از یک خط تقریبا افقی در بالا (مقاومت) و یک خط همگرا که شیب رو به بالایی دارد (حمایت) تشکیل می‌شود. زمانی که خط بالایی در الگو مثلث افزایشی شکسته شود، انتظار یک حرکت صعودی از قیمت خواهیم داشت.

مثلث کاهشی: از یک خط تقریبا افقی در پایین (حمایت) و یک خط همگرا که شیب رو به پایینی دارد (حمایت) تشکیل می‌شود. اگر خط پایینی در این الگو شکسته شود، انتظار یک حرکت نزولی از قیمت خواهیم داشت.

الگو پرچم در تحلیل تکنیکال

یکی دیگر از الگوهای کلاسیک ادامه دهنده، الگوی پرچم (Flag) است. این الگو از یک میله بلند (دسته پرچم) و یک قاعده (پرچم) تشکیل شده است. با شکسته شدن قاعده پرچم، تحلیلگران انتظار دارند قیمت تقریبا به اندازه میله پرچم در جهت روند قبلی حرکت کند.

الگو پرچم سه گوش در تحلیل تکنیکال

پرچم سه گوش یا پنانت (Pennant) یکی دیگر از الگوهای کلاسیک ادامه دهنده در تحلیل تکنیکال به شمار می‌رود که شباهت بسیاری به الگوی پرچم دارد. این الگو معمولا در میانه یک روند صعودی یا نزولی اتفاق می‌افتد و قیمت برای مدتی در یک مثلث متقارن کوچک فشرده می‌شود. بعد از شکسته شدن این مثلث، قیمت دوباره روند قبلی خود را از سر می‌گیرد.  

الگوهای شمعی ژاپنی در تحلیل تکنیکال

یکی دیگر از مواردی که در مبحث آموزش تحلیل تکنیکال اهمیت بسیاری دارد، کندل شناسی است. الگوهای شمعی یا کندل استیک یکی از مهترین الگوهای قیمتی هستند که در تحلیل تکنیکال بسیار مورد استفاده معامله گران قرار می‌گیرند. این الگوها را هم می‌توان در دو دسته الگوهای بازگشتی و ادامه دهنده قرار داد.

ابتدا چند تا از مهمترین الگوهای شمعی بازگشتی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

الگوی مرد دارآویز (Hanging man)

الگوی مرد دارآویز یا هنگینگ من که به شکل یک مرد به دار آویخته شباهت دارد، در روندهای صعودی ظاهر می‌شود و با داشتن یک بدنه کوچک و یک سایه پایینی بلند، نشان از پایان روند صعودی و آغاز کاهش قیمت دارد.

الگوی چکش (Hammer)

الگوی چکش از نظر ظاهری کاملا شبیه به الگوی مرد دارآویز است با این تفاوت که در روندهای نزولی و در کف نمودار ظاهر می‌شود. این الگو نوید بخش پایان روند نزولی و آغاز روند صعودی است.

الگوهای شمعی ژاپنی در تحلیل تکنیکال

الگوی پوشا (Engulfing)

الگو پوشا از دو کندل با دو رنگ مختلف تشکیل شده است به طوری که بدنه کندل دوم به طور کامل بدنه کندل اول را پوشش می دهد. الگوی پوشا خود شامل دو نوع است: پوشا مثبت و پوشا منفی. الگوی پوشا مثبت در انتهای یک روند نزولی شکل می گیرد و باعث صعودی شدن قیمت می شود اما الگوی پوشا منفی در انتهای یک روند صعودی شکل می گیرد و باعث نزولی شدن قیمت می شود.

حالا چند تا از مهمترین الگوهای شمعی ادامه دهنده را با یکدیگر بررسی می کنیم.

الگوی دوجی (Doji)

الگوی دوجی یکی از مهمترین الگوهای شمعی است که نمی‌توان به تنهایی آن را تفسیر کرد. دوجی در حالت کلی نه نشانه بازگشت روند است و نه ادامه آن. الگوی دوجی با بدنه بسیار نازک (یا حتی در حد یک خط) و سایه‌های بالایی و پایینی بلند نشان از بلاتکلیفی و خنثی بودن بازار دارد.

الگوی دوجی (Doji)

نکته: اگر دوجی بعد از یک روند طولانی صعودی ظاهر شود، تحلیگران آن را به عنوان یک نشانه برگشت روند در نظر می‌گیرند.

الگوی سه گانه نزولی (Falling Three Methods)

الگوی سه گانه نزولی یکی از الگوهای ادامه دهنده شمعی محسوب می شود که از ترکیب ۵ کندل شکل گرفته است. کندل اول و آخر در جهت روند و سه کندل وسط که کوتاه تر هستند در جهت عکس روند شکل می گیرند. این الگو نشان از ادامه روند نزولی دارد.

الگوی سه گانه صعودی (Rising Three Methods)

الگوی سه گانه صعودی برعکس الگوی سه گانه نزولی است با این تفاوت که در یک روند صعودی اتفاق می افتد و نوید دهنده ادامه روند صعودی است.

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

الگوهای هارمونیک از جمله الگوهایی هستند که در تحلیل تکنیکال برای پیدا کردن محدوده های احتمالی برگشت قیمت یا PRZ (Potential Reversal Zone) استفاده می‌شوند. این الگوها با شکل های شماتیکی که در نمودارهای قیمت ایجاد می‌کنند و بر اساس نسبت‌های خاصی از فیبوناچی تشخیص داده می‌شوند. در این بخش سه تا از مهمترین الگوهای هارمونیک را توضیح می‌دهیم.

نکته اول: هر کدام از الگوهای هارمونیک دارای دو نوع صعودی و نزولی هستند.

نکته دوم: این الگوها معمولا به شکل M یا W انگلیسی هستند.

الگوی AB=CD

الگوی AB=CD از به هم پیوستن ۴ نقطه در نمودار تشکیل می‌شود. سه موج AB، BC‌ و CD با نسبت‌های مختلفی از فیبوناچی نسبت به هم قرار می‌گیرند. در الگوی AB=CD صعودی، قیمت از نقطه D شروع به صعودی شدن و در الگوی AB=CD نزولی، قیمت از نقطه D شروع به نزولی شدن می‌کند.

الگوی گارتلی

الگوی گارتلی یکی دیگر از الگوهای هارمونیک است که در تحلیل تکنیکال از آن استفاده می شود. این الگو از ۵ نقطه X،A ، B، C، D و چهار موج تشکیل شده است. الگوی گارتلی صعودی شبیه حرف M انگلیسی و نسخه نزولی آن شبیه به حرف W‌ است.

الگوی گارتلی

الگوی پروانه

الگوی پروانه شباهت بسیاری به الگوی گارتلی دارد ولی اصلاحات قیمتی در آن عمیق‌تر است. علاوه بر این نقطه X در این الگو فراتر از نقطه A می‌رود.

اندیکاتورها و اسیلاتورها در تحلیل تکنیکال

نقش اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال برای پیش بینی آینده قیمت بسیار مهم است. اندیکاتورها و اسیلاتورها، ابزارهایی هستند که با استفاده از محاسبات ریاضی داده‌های مربوط به قیمت و حجم معاملات را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند.

نکته مهمی که در رابطه با اندیکاتور باید به آن توجه کنید این است که نمی‌توان برای خرید و فروش در بازارهای مالی تنها از یک اندیکاتور استفاده کرد. چون هیچ ابزار یا الگویی در تحلیل تکنیکال به صورت ۱۰۰ درصدی عمل نمی‌کند و اندیکاتورها نیز از این قضیه مستثنی نیستند. حتی ممکن است یک اندیکاتور به شما سیگنال خرید بدهد و اندیکاتور دیگری سیگنال فروش. هر معامله گر باید بتواند نقاظ قوت و ضعف اندیکاتورها را شناسایی کرده و در جهت انجام معاملات موفق از آن‌ها استفاده کند.

اسیلاتورها زیر مجموعه‌ای از اندیکاتورها هستند با این تفاوت که به جای نمایش درون نمودار در قسمت پایین چارت و به صورت جداگانه از تغییرات قیمت قرار می گیرند. تحلیلگران تکنیکال با استفاده از اسیلاتورها نوسانات قیمت و رفتار خریداران و فروشندگان را بررسی می‌کنند.علاوه بر این اسیلاتورها واگرایی‌ها و مناطق اشباع خرید و فروش در نمودار را نیز نشان می‌دهند (کمی جلوتر درباره این مفاهیم صحبت خواهیم کرد). در ادامه چند تا از مهمترین اسیلاتورها و اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال و نحوه استفاده از آن‌ها را توضیح می‌دهیم.

اندیکاتور میانگین متحرک

میانگین متحرک یا مووینگ اوریج اندیکاتوری است که میانگین حرکت قیمت را در یک بازه زمانی مشخص نشان می‌دهد. در نهایت با اندیکاتور میانگین متحرک یک نمودار خطی روی تغییرات قیمت می‌افتد که تغییرات آن را به صورت هموارتری نشان می‌دهد. میانگین متحرک حاصل میانگین قیمت بسته شدن در یک بازه زمانی مشخص است و خود به دو دسته میانگین متحرک ساده و میانگین متحرک نمایی تقسیم بندی می‌شود.

اندیکاتور ایچیموکو

کاربرد اندیکاتور ایچیموکو (Ichimoku Cloud) در تحلیل تکنیکال بسیار زیاد است به طوری که از هم برای کارهای مختلفی مثل شناسایی سطوح حمایت و مقاومت، شناسایی روند و قدرت آن، شناسایی نقاط برگشتی در نمودار و نقاط ورود به معامله و خروج از آن استفاده می‌شود.

اندیکاتور ایچیموکو

اندیکاتور ابر ایچیموکو از پنج خط به نام‌های تنکانسن، کیجونسن، چیکو اسپن، سنکو A و سنکو B‌ تشکیل شده که فرمول ساخت همه آن‌ها بر اساس میانگین متحرک‌های مختلف است.

اندیکاتور RSI

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی یا RSI یکی از اندیکاتورهای پرکاربرد در تحلیل تکنیکال است. RSI که جز دسته اسیلاتورها است به صورت یک خط منحنی در پایین چارت که در بازه بین 0 تا 100 حرکت می‌کند نشان داده می‌شود. مناطق بالاتر از عدد 70 به معنای اشباع خرید و مناطق پایین تر از 30 به معنای اشباع فروش است. با این که اندیکاتور RSI ساده به نظر می رسد اما استراتژی‌های مختلفی بر اساس آن در تحلیل تکنیکال وجود دارد.

اندیکاتور MACD

اندیکاتور مکدی برگرفته از عبارت Moving average convergence divergence است. در این اندیکاتور که فرمول ساخت آن بر اساس میانگین متحرک است میزان همگرایی و واگرایی بین دو میانگین متحرک را سنجیده می‌شود. این اندیکاتور از دو خط با نام‌های خط MACD‌ و خط سیگنال و یک هیستوگرام که تغییرات بین این دو خط را نشان می‌دهد تشکیل شده است. استراتژی‌های مختلفی برای استفاده از اندیکاتور مک دی وجود دارد. ساده‌ترین نوع استفاده از مکدی بر اساس تقاطع خطوط سیگنال و مکدی است.

  • اگر خط مکدی خط سیگنال را رو به بالا قطع کند، سیگنال احتمالی خرید صادر می‌شود.
  • اگر خط مکدی خط سیگنال را رو به پایین قطع کند، سیگنال احتمالی فروش صادر می‌شود.

اندیکاتور باند بولینگر

اندیکاتور باند بولینگر یکی دیگر از اندیکاتورهای پرکاربرد در تحلیل تکنیکال است. باند بولینگر از سه خط تشکیل شده است. خط وسط، خط میانگین متحرک است و دو خط دیگر با انحراف معیار ۲ واحد نسبت به خط وسط در بالا و پایین آن قرار می‌گیرند. زمانی که باندها به یکدیگر نزدیک شده و فشرده می‌شوند می‌توان انتظار تغییر روند قیمت را داشت.

اندیکاتور ADX

اندیکاتور شاخص میانگین جهت دار یا ADX یکی دیگر از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است که برای نشان دادن قدرت روند به کار می‌رود. این اندیکاتور از ترکیب سه خط با نام‌های ADX، DI+ و DI- تشکیل شده است. زمانی که ADX بالای ۲۵ باشد روند قوی است اما زمانی که ADX‌ به زیر ۲۰ می رود نشانه تضعیف روند است.

اندیکاتور ATR

اندیکاتور ATR یکی دیگر از اندیکاتورهایی است که تحلیلگران از آن در تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. این اندیکاتور در تشخیص نوسانات موجود در بازار به معامله گران کمک می‌کند.

کاربرد واگرایی در تحلیل تکنیکال

مفهوم واگرایی در تحلیل تکنیکال به این معناست که جهت حرکت قیمت در نمودار با جهت حرکت اندیکاتور یا اسیلاتور متفاوت است. مثلا اگر قیمت در حال افزایش باشد جهت حرکت اندیکاتور در حال کاهش است. واگرایی‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند: واگرایی معمولی، واگرایی مخفی و واگرایی زمانی.

انواع واگرایی در تحلیل تکنیکال

نکته: برای تشخیص واگرایی‌ها از اندیکاتورهایی مثل استوکاستیک، RSI، MACD و... استفاده می‌شود.

۱- واگرایی معمولی

در این نوع از واگرایی که معمولا در انتهای یک روند رخ می‌دهد، حرکت قیمت و اندیکاتور در تضاد با یکدیگر هستند و نشان از تغییر جهت روند دارند. واگرایی معمولی دو نوع مختلف دارد: واگرایی معمولی منفی و واگرایی معمولی مثبت.

واگرایی معمولی مثبت

در پایان یک روند نزولی قیمت یک کف جدید ایجاد می‌کند (حرکت رو به پایین) اما اندیکاتور قادر به تشخیص آن نیست و در جهت صعودی حرکت می‌کند.(حرکت رو به بالا) این واگرایی نشان از حرکت صعودی احتمالی در آینده دارد.

واگرایی معمولی منفی

در پایان یک روند صعودی، قیمت یک سقف جدید ایجاد می‌کند (حرکت رو به بالا) اما اندیکاتور نمی‌تواند آن را تشخیص دهد و در جهت نزولی حرکت می‌کند.(حرکت رو به پایین) این واگرایی نشان از پایان حرکت صعودی دارد.

۲- واگرایی مخفی

این نوع از واگرایی هم از تضاد میان جهت حرکت قیمت و اندیکاتور به دست می آید و نشان از ادامه روند فعلی دارند. واگرایی مخفی دو نوع مختلف دارد: واگرایی مخفی مثبت و واگرایی مخفی منفی.

واگرایی مخفی مثبت

زمانی که در یک روند صعودی کف جدیدی بالاتر از کف قبلی تشکیل می‌شود اما در اندیکاتور کف جدیدی پایین‌تر از کف قبلی ایجاد می‌شود. در این حالت قیمت احتمالا به روند صعودی خود ادامه می‌دهد.

واگرایی مخفی منفی

زمانی که در یک روند نزولی، سقف جدیدی پایین‌تر از سقف قبلی تشکیل می‌شود اما در اندیکاتور سقف جدیدی بالاتر از سقف قبلی ایجاد می‌شود. در این حالت پیش بینی می‌شود قیمت در ادامه روند نزولی رو به پایین حرکت کند.

واگرایی معمولی و مخفی

۳- واگرایی زمانی

در واگرایی زمانی، ناهماهنگی رفتاری بین قیمت و زمان وجود دارد. واگرایی زمانی دو نوع مختلف دارد: واگرایی زمانی معمولی، واگرایی زمانی هوشمند.

واگرایی زمانی معمولی

واگرایی زمانی معمولی زمانی رخ می دهد که تعداد کندل های تشکیل دهنده اصلاح حرکت از تعداد کندل های روند قبل از آن بیشتر باشد. با دیدن این واگرایی احتمال ادامه روند قبلی بیشتر می شود.

واگرایی زمانی هوشمند

واگرایی زمانی هوشمند زمانی رخ می دهد که درصد تغییرات قیمتی با توجه به زمان در حرکت اصلاحی بیشتر از روند قبلی است. با دیدن این واگرایی نیز احتمال ادامه روند قبلی وجود دارد.

کاربرد مناطق اشباع خرید و فروش در تحلیل تکنیکال

مفاهیم مناطق اشباع خرید و فروش در تحلیل تکنیکال با توجه به اندیکاتورهایی مثل RSI، استوک استیک و CCI مشخص می‌شود. به طور کلی اشباع خرید (Overbought) به معنی این است که افراد زیادی اقدام به خرید جفت ارز، سهام و... کرده‌اند و قیمت در یک روند صعودی افزایش یافته است ولی در این مرحله دیگر خریداران زیادی تمایل به خرید با قیمت بالاتر ندارند. به چنین حالتی که تمایل به خرید بسیار کم است اشباع خرید می‌گویند.

اشباع فروش (Oversold) زمانی اتفاق می‌افتد که افراد زیادی دارایی مالی خود را فروخته‌اند و دیگر کسی در این قیمت پایین تمایل زیادی به فروش ندارد.

زمانی که قیمت از مناطق اشباع خرید و فروش خارج می‌شود، می‌توانید نقاط مناسبی برای ورود و خروج احتمالی به معامله پیدا کنید.

فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

نسبت‌های فیبوناچی (Fibonacci) در تحلیل تکنیکال یکی از مباحث مهمی هستند که یادگیری آن‌ها برای انجام معاملات موفق ضروری است. این نسبت‌ها که از دنباله اعداد مشهور فیبوناچی گرفته شده‌اند، سطوح حمایت و مقاومت را در نمودار قیمت نشان می‌دهند علاوه بر این برای درک برخی از الگوها مثل الگوهای هارمونیک و امواج الیوت به نسبت‌های فیبوناچی نیاز خواهید داشت.

این نسبت‌های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال در قالب ابزارهای خاصی طراحی شده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به فیبوناچی اصلاحی و فیبوناچی اکستنشن اشاره کرد.

فیبوناچی اصلاحی

با وصل کردن دو نقطه قله و دره در روند اصلی می توان میزان احتمالی حرکت اصلاحی را به دست آورد.

فیبوناچی اکستنشن

با وصل کردن سه نقله قله، دره و نقطه پایان حرکت اصلاحی می‌توان میزان احتمالی پیشروی قیمت در آینده را به دست آورد.

امواج الیوت در تحلیل تکنیکال

یکی از مباحثی که در تحلیل تکنیکال پیشرفته آموزش داده می‌شود، امواج الیوت است. تئوری امواج الیوت برای اولین بار در دهه ۱۹۳۰ میلادی توسط «رالف نلسون الیوت» مطرح شد. الیوت معتقد بود رفتار و احساسات معامله گران در بازارهای مالی باعث ایجاد چرخه‌های تکراری در روند قیمت می‌شود. بر همین اساس بود که او این امواج تکراری را شناسایی و شماره گذاری کرد.

مبنای امواج الیوت بر اساس دو موج پیشرو یا جنبشی (Motive waves or Impulse waves) و اصلاحی (Corrective waves) است. الیوت معتقد بود که این موج‌ها در بازار تکرار می‌شوند.

امواج الیوت در تحلیل تکنیکال

امواج پیشرو

امواج پیشرو الیوت از پنج ریزموج تشکیل شده اند که در جهت روند اصلی حرکت می کنند. از بین این پنج موج سه تای آن‌ها پیشرو(1-3-5) و دو تای دیگر اصلاحی (2-4) هستند. 

امواج اصلاحی

این امواج از سه ریزموج تشکیل شده‌اند که در جهت خلاف روند اصلی و اصلاح قیمت حرکت می‌کنند. (امواج A،B و C)

امواج الیوت قوانین خاص مربوط به خود را دارند که در صورت رعایت آن‌ها و یاد گرفتن موج شماری صحیح می‌توان موقعیت‌های مناسب معاملاتی در بازار را تشخیص داد. بنابراین امواج الیوت نقش مهمی در تحلیل تکنیکال و شناسایی فرصت‌های مالی پُربازده دارند.

پرایس اکشن

پرایس اکشن یکی از روش‌هایی است که برای پیش بینی قیمت در بازارهای مالی از آن استفاده می‌شود. همان طور که از نام آن مشخص است پرایس اکشن به معنای حرکات قیمت است. در این روش، بررسی حرکات قیمت و نوسانات آن در طول زمان معمولا بدون استفاده از اندیکاتورها صورت می‌گیرد. در واقع تحلیلگرانی که از پرایس اکشن استفاده می‌کنند از مفاهیم مهم تحلیل تکنیکال بهره می‌گیرند. مفاهیمی مثل شناسایی روندها، سطوح حمایت و مقاومت، شکست‌ها، کانال‌های قیمتی و حتی ساختار کندل‌ها و الگوهای شمعی.

معامله گرانی که از پرایس اکشن برای پیش بینی قیمت و معامله کردن در بازارهای مالی استفاده می‌کنند معمولا اعتقادی به تحلیل بنیادی ندارند علاوه بر این تفسیر یک پرایس اکشن کار از چارت قیمت می‌تواند بسیار متفاوت از تفسیر یک پرایس اکشن کار دیگر از همان چارت قیمت باشد. با این حال پرایس اکشن در تحلیل تکنیکال، روشی است که طرفداران خاص خود را دارد.

تحلیل تکنیکال یکی از انواع روش‌های تحلیلی است که سعی می‌کند با بررسی گذشته به پیش بینی آینده قیمت بپردازد. تحلیل بنیادی در بازارهای مالی هم همین هدف را دنبال می‌کند. تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در نوع مراحل و کارهایی است که در هر کدام از آن‌ها برای پیش بینی قیمت به کار برده می‌شود. در تحلیل تکنیکال با ابزارها و مفاهیمی که از فرمول‌های ریاضی نشات گرفته‌اند، داده‌های مربوط به قیمت و حجم در گذشته برای پیشبینی قیمت در آینده استفاده می‌شود اما در تحلیل بنیادی شرایط اقتصادی و سیاسی در زمان حال برای تعیین ارزش ذاتی دارایی‌های مالی بررسی می‌شود و بدین طریق قیمت در آینده پیشبینی می‌شود.

در پایان باید گفت که با تسلط به روان شناسی بازار و  ترکیبی از این دو تحلیل در قالب یک استراتژی معاملاتی و رعایت قوانین مربوط به مدیریت سرمایه و ریسک می‌توانید از بهترین فرصت‌های معاملاتی برای کسب سود در انواع بازارهای مالی استفاده کنید. تحلیل تکنیکال بورس با تحلیل تکنیکال فارکس یا هر بازار دیگری فرقی ندارد. در واقع می‌توان این طور نتیجه گیری کرد که تحلیل تکنیکال سلاحی است که می‌توان با استفاده از آن در هر بازار مالی‌ به سود رسید.

مشاهده بیشتر: مدیریت سرمایه در بازارهای جهانی و فارکس

سوالات متداول

۱- تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال روشی است که با استفاده از بررسی دو فاکتور قیمت و حجم معاملات در گذشته، قیمت آینده را پیش بینی می‌کند.

۲- آیا تحلیل تکنیکال، قیمت را به صورت قطعی پیش بینی می‌کند؟

خیر. هیچ کدام از روشهای تحلیلی در بازارهای مالی قادر نیستند قیمت را به صورت قطعی و ۱۰۰ درصدی پیش بینی کنند اما با تحلیل تکنیکال و ترکیبی از مفاهیم و اندیکاتورهای موجود در آن می‌توان تا حدود زیادی پیش بینی‌های درستی از قیمت انجام داد.

۳- برای یادگیری تحلیل تکنیکال از کجا شروع کنیم؟

برای یادگیری تحلیل تکنیکال می‌توانید از مفاهیم اولیه مثل خطوط روند شروع کرده و به تدریج الگوها، اندیکاتورها، فیبوناچی و امواج الیوت را مطالعه کنید.

۴- آیا می توان فقط با استفاده از یک اندیکاتور خاص، در بازارهای مالی مشغول فعالیت شد؟

خیر. استفاده از یک اندیکاتور نمی‌تواند دید جامع و درستی از روند قیمت و نقاط ورود و خروج به شما بدهد. بهتر است از ترکیب اندیکاتورها استفاده کنید.

۵- کدامیک از روش‌های تحلیل تکنیکال بهتر است؟

مفاهیم و ابزاری که در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شوند بسیار زیادند. تریدرهای حرفه‌ای با توجه به نوع بازار مالی که در آن فعالیت دارند، میزان سرمایه، خصوصیات اخلاقی و سبک معاملاتی خود ترکیبی از مفاهیم و ابزارهای موجود در تحلیل تکنیکال را در قالب یک استراتژی معاملاتی به کار می‌گیرند.

نظرات (2)

2022-09-10

در دوره جامع فارکس سایتتون هم نکات تحلیل تکنیکال رو آموزش دادید؟

مدیر سایت
2022-09-12

درود به شما دوست عزیز، در دوره جامع آموزش فارکس به تمامی نکات تحلیل تکنیکال که برای موفقیت در این بازار نیاز دارید اشاره شده است.

علی پاسخ
2022-06-09

توضیحات عالی بود ممنون از تهیه این مقاله